تبليغاتX
حدیث راز - خدایا
دل من یه روز به دریا زد و رفت........

 

اي خدا اي خدا اي خدا

همه چي واسم غريبه

همه چي رنگ فريبه

اي اميد نا اميدا

برسون هرچي رسيده

اي خدا اي خدا اي خدا

ديگه نيست صبروقراري

آخ چه روز و روزگاري

مگه مارو دوست نداري؟

اي خدا كجاي كاري؟

 اي خدا اي خدا اي خدا

اي خدا قسم به عشق و

به همين حال پريشون

به وفاي عاشقونو

 به صفاي چشم گريون

ديگه طاقتم تمومه

ديگه فرصتي نمونده

واسه ی عشق وعبادت

اي خدا قسم به رازم

كه ازت نبوده پنهون

به تموم اشك چشمام

به همين شام غريبون

ديگه طاقتم تمومه

ديگه فرصتي نمونده

واسه ی عشق وعبادت

ديگه نيست صبرو قراري

آخ چه روزوروزگاري

مگه مارو دوست نداري؟

اي خدا كجاي كاري؟

اي خدا اي خدا اي خدا

 روزگارمون خزون شد

عشقمون فداي عشق ديگرون شد

ما كه هستيم ونمرديم

پس چرا عشق وبه ديگرون سپرديم

ما كه بازمونه ساختيم

بدو خوبشو شناختيم

اي خدا برنده باشيم

ما كه زندگي رو باختيم

 

اي خدا اي خدا اي خدا

 

 

+ راز دلمو نوشتم در  شنبه 13 تیر1388ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط حدیث  |